ضرورت استیضاح حسن روحانی

Print Friendly, PDF & Email

۱ ـ در حال حاضر ، مهمترین مسئله کشور ، وضعیت نابسامان اقتصادی است که از زمان روی کار آمدن حسن روحانی در سال ۹۲ تا کنون ، به مراتب بدتر شده است . با وجود حدود شش سال ارتباط گیری و مذاکره با آمریکا ، نه تنها هیچ تحریمی لغو نشد ، بلکه تحریم های متعددی نیز به تحریم های قبلی اضافه شد . روابط بانکی نه تنها بهبود نیافت ، بلکه از قبل نیز بدتر شد . رقم رسمی تورم در این دولت ، رکورد همه دولت های بعد از انقلاب را شکست و به بالای ۵۲ درصد رسید . البته رقم تورم غیر رسمی ، بالای ۱۰۰ درصد می باشد . شکاف میان فقیر و غنی نه تنها کمتر نشد ، بلکه بیشتر هم شد .

مقام معظم رهبری از همان ابتدا اعلام کردند که راه نجات اقتصاد کشور ، پیاده کردن اقتصاد مقاومتی است . اما حسن روحانی و مدیران اقتصادیش ، هیچ اعتقادی به اقتصاد مقاومتی نداشته و علی رغم تذکرات متعدد رهبری نظام ، چشم شان فقط به دست شیطان بزرگ و هم پیمانان اروپائیش بوده تا آنان کاری برای ما انجام دهند !

باید توجه داشت که هر ساله مبالغ هنگفتی کالای قاچاق از مرزهای رسمی وارد کشور می شود که باعث ورشکسته شدن صدها کارخانه و کارگاه تولیدی و بیکاری دهها هزار تن از کارگران این کشور می شود . طبق گزارش اخیر دیوان محاسبات ، این رقم حدود ۲۵ میلیارد دلار در سال می باشد . دولت حسن روحانی در این هفت سال نشان داده که اراده ای برای مقابله با سیل کالاهای قاچاق ندارد ، چرا که بنا بر اظهار دادستان کل کشور ، بخشی از مسئولین و خانواده هایشان در این قاچاق ها دست دارند .

واردات بی رویه بسیاری از محصولاتی که در داخل کشور نیز تولید می شوند ، یکی دیگر از دلایل ورشکستگی تولید کنندگان داخلی و بیکارشدن صدها هزار تن از کارگران داخلی است . دولت حسن روحانی در این هفت سال نشان داده که قصد برخورد با این واردات بی رویه را ندارد ، چون برخی از خود مسئولین مربوطه در این واردات ذینفع بوده و در این کار شریک هستند .

از سوی دیگر ، فقط به خاطر حذف کارت سوخت که به دستور حسن روحانی صورت پذیرفت ، طبق اظهار برخی کارشناسان ، حدود ۱۵۰ هزار میلیارد تومان به کشور خسارت وارد شد .

همچنین در ماجرای قرارداد فساد آلود کرسنت نیز دهها میلیارد دلار به کشور خسارت وارد شد که مسئولیت آن نیز برعهده شخص آقای روحانی می باشد .  

یکی دیگر از دلایل تضعیف بنیه اقتصادی کشور ، چوب حراج زدن به ذخایر ارزی و طلای بانک مرکزی طی سال های ۹۶ و ۹۷ است که این کار با طرح ریزی دولت آمریکا و به دستور شخص حسن روحانی انجام گرفت . کافی است توجه کنیم که فقط طی سال های ۹۶ و ۹۷ ، به دستور حسن روحانی ، به حدود ۳۶ میلیارد دلار و ۶۷ تن طلا از ذخایر بانک مرکزی ، چوب حراج زده شد که این یک اقدام کاملاً ضد انقلابی بود .

از دیگر دلایل نابسامانی اوضاع اقتصادی کشور ، عمل نکردن حسن روحانی به قوانین بودجه مصوب مجلس شورای اسلامی طی سالیان گذشته است که به عنوان نمونه ، در سال ۹۵ ، حدود ۸۰ درصد از تبصره های بودجه، و در سال ۹۶ حدود ۶۲ درصد از احکام بودجه را عمل نکرد . این نشان می دهد که جناب حسن روحانی ، نه اعتقادی به قانون دارد و نه به آن عمل می کند .  

بنا بر این ، نمایندگان محترم مجلس یازدهم ، اگر تصور کنند که می توان با بودن حسن روحانی بر سر قدرت ، اوضاع اقتصادی کشور را سر و سامان داد ، سخت در اشتباهند . تا هنگامی که حسن روحانی بر مسند ریاست جمهوری قرار داشته باشد ، نخواهد گذاشت هیچ بهبودی در اوضاع اقتصادی کشور صورت پذیرد .

۲ ـ اگر نمایندگان مجلس یازدهم می خواهند فضای مجازی را از این بی سر و سامانی نجات دهند و توصیه های مهم مقام معظم رهبری در مورد فضای مجازی را عمل کنند ، باید بدانند تا زمانی که حسن روحانی ریاست شورای عالی فضای مجازی را بر عهده دارد ، همچون هفت سال گذشته ، اجازه این کار را نخواهد داد و عملاً کنترل و اختیار فضای مجازی کشور در دست بیگانگان ، بخصوص آمریکا و صهیونیست ها قرار خواهد داشت .

طی هفت سال گذشته ، روحانی عملاً اجازه راه اندازی اینترنت داخلی را نداد و با انواع و اقسام کارشکنی های مختلف ، کاری کرده که همیشه وابسته به بیگانگان باشیم و بخش اعظم پهنای باند اینترنت مصرفی در کشور ، در اختیار پیام رسان های خارجی که مروج فساد و فحشا و ابزار دست سازمان های جاسوسی بیگانه هستند ، قرار داشته باشد .

توجه داشته باشید که یکی از عوامل مهم در آشوب های دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ که با طرح ریزی آمریکایی ها صورت پذیرفته بود ، رها بودن فضای مجازی و هدایت آشوب ها از طریق کانال های تلگرامی و اینستاگرامی بود که حسن روحانی از مدت ها قبل ، علی رغم درخواست دادستان کل کشور ، اجازه فیلتر شدن آنها را نداده بود .

۳ ـ مسئله مهم دیگر ، پیشرفت های علمی و صنعتی است که در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی ، جلوی بسیاری از تحقیقات علمی مربوطه گرفته شده و یا به شدت محدود شده اند . مانند صنعت هسته ای که حسن روحانی به واسطه توافق استعماری و ضد ملی برجام ، خسارت های سنگینی به آن وارد ساخت و آن را چندین سال به عقب برگرداند . و یا تحقیقات فضایی و موشکی که با کارشکنی های بسیار حسن روحانی ، خیلی از پروژه ها انجام نگرفت و یا محدود شدند و یا به تأخیر افتادند .

۴ ـ در دوران هفت ساله ریاست جمهوری حسن روحانی ، ایران تبدیل به بهشت جاسوسان شد و جاسوسان آمریکایی و انگلیسی و اسرائیلی ، به راحتی به درون سازمان ها و ارگان های مختلف نفوذ کرده ، حتی تا درون ریاست جمهوری نیز پیش رفتند . مسئله تأسف بار آنکه ، وقتی برخی از این جاسوسان شناسایی و دستگیر می شدند ، روحانی نه تنها از این اقدام نیروهای اطلاعاتی تقدیر و تشکر نمی کرد ، بلکه با عصبانیت و ناراحتی با آنان برخورد می کرد و خواهان آزادی جاسوسان دستگیر شده می شد ! 

روابط به شدت مشکوک شخص آقای حسن روحانی با انگلیسی ها و آمریکایی ها ، در کنار شبهاتی که طبق گزارش سال ۹۷ مجلس شورای اسلامی در مورد پاسپورت و تابعیت انگلیسی ایشان مطرح است ، صلاحیت وی برای ادامه تصدی پست ریاست جمهوری را کاملاً نفی می کند.

۵ ـ مفاسد و ناهنجاری های فرهنگی که در این هفت سال اخیر ، با حمایت های پیدا و پنهان حسن روحانی ، به شدت گسترش پیدا کرده اند ، جز با برکناری وی علاج نخواهند شد . یک نمونه از تلاش های روحانی برای گسترش فرهنگ فاسد و منحط غرب در جمهوری اسلامی ایران ، پذیرش پنهانی سند ننگین ۲۰۳۰ یونسکو بود که برای اجرای مفاد آن ، کارگروه های متعددی در دولت تشکیل داده بودند و علی رغم نهی صریح رهبری نظام ، همچنان در خفا ، بندهای مختلف آن را پیگیری می کنند .

۶ ـ سیاست خارجی ذلیلانه ای که در طی هفت سال اخیر در دولت حسن روحانی پیگیری شده ، به شدت عزت و آبروی جمهوری اسلامی را مخدوش ساخته است . سیاست التماس به شیطان بزرگ و نوچه هایش ، نتیجه ای جز عقب نشینی در برابر دشمن ، دادن امتیازهای پی در پی ، و عدم دریافت هیچ امتیازی ، چیز دیگری در بر نداشته است . تا زمانی که حسن روحانی بر سر کار باشد ، این وضعیت همچنان ادامه خواهد داشت.

۷ ـ سیاست حسن روحانی در تضعیف نیروهای مسلح به ویژه سپاه و بسیج ، چیزی است که همگان در سال های گذشته شاهد و ناظر آن بوده اند . سردار شهید حاج قاسم سلیمانی ، چه خون دلها که در سالیان اخیر از دست حسن روحانی خورده بود . تلاش روحانی برای تحمیل برجام ۲ ( برجام موشکی ) و برجام ۳ ( برجام منطقه ای ) ، در راستای پیاده کردن نقشه های دشمنان نظام ، یکی از این موارد است . سؤال مهمی که در اینجا مطرح می شود این است که به راستی چرا حسن روحانی با وجودی که می دانست متن برجام ۱ با همکاری مشترک آمریکا و اسرائیل تهیه شده و کاملاً علیه منافع ملی جمهوری اسلامی ایران و خسارت محض بوده ، اما باز هم آن را پذیرفت ؟ چرا حسن روحانی با وجودی که می داند برجام ۲ و برجام ۳ نیز کاملاً علیه جمهوری اسلامی و در راستای منافع نامشروع آمریکا و رژیم صهیونیستی می باشد ، اما همچنان اصرار بر دنبال کردن آن دارد ؟

تحلیلی که در این رابطه ارائه می شود آن است که حسن روحانی مجبور است این کارها را بکند و چاره دیگری ندارد . آمریکایی ها ، انگلیسی ها و اسرائیلی ها از حسن روحانی آتو دارند و احتمالاً او را تهدید کرده اند که اگر کارهایی را که به او می گویند انجام ندهد ، فایل صوتی ملاقات محرمانه ۸ شهریور ۱۳۶۵ با آمیرام نیر و موضوع پاسپورت و تابعیت مضاعف را برملا خواهند کرد . 

۸ ـ نقش حسن روحانی در زمینه سازی کشته و مجروح شدن هزاران نفر طی آشوب های دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ ، که به قیمت جان هزاران نفر تمام شد ، صلاحیت وی برای ادامه ریاست جمهوری را کاملاً نفی می کند .

۹ ـ با توجه به نقض و استنکاف از اجرای اصول ۲ ، ۳ ، ۹ ، ۱۰ ، ۳۱ ، ۴۳ ، ۷۷ ، ۱۱۵ ، ۱۲۱ ، ۱۲۲ ، ۱۲۵ ، ۱۵۲ ، ۱۵۳ و ۱۵۴ قانون اساسی ، توسط آقای حسن روحانی ، وی هیچ گونه صلاحیتی برای ادامه تصدی پست ریاست جمهوری ندارد .

اما برخی افراد معتقدند که در یک سال پایانی این دولت ، استیضاح رئیس جمهور به مصلحت نیست و رهبری نظام نیز با آن موافق نمی باشند . اما اگر توجه داشته باشیم که هر یک روز ادامه کار آقای حسن روحانی مساوی است با خسارت های هنگفت برای کشور و نظام ، آن گاه متوجه می شویم که استیضاح آقای روحانی اولویت اصلی کشور می باشد . قطعاً منافع استیضاح آقای روحانی برای کشور ، دهها برابر ضررهای آن می باشد .

برخی مطرح می کنند که در صورت برکناری رئیس جمهور ، ممکن است کشور با خلاء بی دولتی مواجه شود .

این استدلال صحیح نیست . چون در صورت برکناری رئیس جمهور ، هیئت دولت تا روی کار آمدن رئیس جمهور بعدی ـ که حداکثر طی ۵۰ روز انجام خواهد گرفت ـ ، همچنان کارها را دنبال می کنند و کشور با بی دولتی مواجه نمی شود .

برخی دیگر می گویند که در صورت استیضاح و برکناری آقای روحانی ، ممکن است دشمنان خارجی جمهوری اسلامی از فرصت استفاده کرده و قصد برهم زدن اوضاع کشور را داشته باشند .

در پاسخ به این افراد باید گفت که آمریکا و هم پیمانان اروپایی وی به همراه رژیم صهیونیستی و رژیم های مرتجع عربی و همراهی انواع و اقسام گروهک های معاند و ضد انقلاب ، همه توان خود را در سال ۸۸ به کار گرفتند تا به نظام اسلامی ضربه بزنند ؛ اما به لطف خداوند متعال و با درایت رهبری نظام و هوشیاری وفاداران انقلاب ، کید و مکر آنان به خودشان برگشت و آنها نتوانستند به اهداف شوم خود برسند .

الان همه دشمنان نظام جمهوری اسلامی به مراتب ضعیف تر از آن سال و درگیر مشکلات داخلی خود هستند و برعکس ، جمهوری اسلامی به مراتب قدرتمند تر و با ثبات تر از آن هنگام می باشد . حسن روحانی نیز در طی این هفت سال آنقدر افتضاح به بار آورده که دیگر کمتر کسی از مردم ممکن است از وی پشتیبانی کنند .   

برخی نیز مطرح می کنند : بهترین پاسِ گل به دولتی که ماه‌های پایانی ناکارآمدی خود را طی می‌کند، طرح استیضاح روحانی است. این گونه، با حاشیه سازی، بحران و گرانی بیشتری تولید می‌کنند. اصلاح قوانین، طرح‌های فوری ترمیمی و بسته‌های منسجم قانونی، در کنار نظارت دقیق، قطعاً موثرتر است .

به این عزیزان باید گفت که حسن روحانی در این هفت سال نشان داده که نه قانون اساسی را اجرا می کند ، نه به قوانین مصوب مجلس عمل می کند و نه به دستورات مقام معظم رهبری اهمیتی می دهد . لذا چگونه می خواهید رئیس جمهوری که نمی خواهد قانون را اجرا کند ، تحت فشار بگذارید ؟!

رهبری نظام بارها گفته اند که چاره حل مشکلات کشور ، روی کار آمدن یک دولت جوان و حزب اللهی است . [نه دولت پیر و ناکارآمد و غیر انقلابی کنونی .]

از سوی دیگر ، برخلاف کسانی که ادعا می کنند در سال پایانی دولت ، استیضاح روحانی صحیح نیست و رهبری نیز با آن موافق نیست ، درست در همین سال پایانی دولت آقای روحانی ، مقام معظم رهبری در پیام خود به مجلس یازدهم ، بخشی از حقوق و وظایف مجلس را چنین بر شمردند : « حق تحقیق و تفحص، حق رد و قبول مدیران ارشد قوه‌ مجریه، حق تذکر و سؤال و استیضاح، از آن جمله است، پس اگر قانون، درست و بسنده و قابل اجرا باشد و از ضمانتهای اجرای آن به‌درستی استفاده شود، کشور به هدفهای والای خود دست می‌یابد، این است شأن والای مجلس و این است تکلیف حیاتی و مهم آن .»

یعنی رهبری نظام ، رد یا قبول مدیران ارشد قوه مجریه و سؤال و استیضاح آنان را جزو حقوق بدیهی نمایندگان برشمرده و به آن تصریح نموده اند . اگر قرار بود ایشان با استیضاح مدیران ارشد قوه مجریه مخالف باشند ، قاعدتاً نباید در پیام خود به آن اشاره می کردند .

نمایندگان محترم مجلس یازدهم اگر خواهان اصلاح امور مملکت به صورت انقلابی و جهادی هستند ، با وجود حسن روحانی بر مصدر ریاست جمهوری ، چنین چیزی محقق نخواهد شد . لذا امید است که طرح استیضاح حسن روحانی را هرچه سریعتر در دستور کار مجلس قرار دهند تا هم رضایت الهی را کسب کنند و هم مردم را به آینده امیدوار سازند .

 

دیدگاهتان را بنویسید