تفاوت های دو حکم تنفیذ

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.
Print Friendly, PDF & Email

در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ ، مراسم تنفیذ ریاست جمهوری آقای حسن روحانی ، برگزار گردید . چنانچه متن حکم مقام معظم رهبری در تنفیذ ریاست جمهوری آقای روحانی در سال ۱۳۹۶ را با متن حکم تنفیذ سال ۱۳۹۲ مقایسه کنیم ، تفاوت های آشکاری را ملاحظه می کنیم . برخی تفاوت های این دو حکم عبارتند از :

۱ ـ مقام معظم رهبری در حکم تنفیذ سال ۱۳۹۲ ، انتخاب حسن روحانی را به او تبریک می گویند ، اما در حکم تنفیذ سال ۹۶ تبریکی در کار نیست . اهمیت این موضوع آنجا مشخص می شود که بدانیم مقام معظم رهبری در پیامی که یک روز بعد از اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ نیز صادر کردند ، برخلاف سال ۹۲ ، از تبریک گفتن به حسن روحانی خودداری کردند و در مراسم سالگرد امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد ۹۶ نیز که به انتخابات ریاست جمهوری اشاره کردند ، از تبریک گفتن به حسن روحانی امتناع کردند . این مسئله حکایت از نارضایتی شدید مقام معظم رهبری از عملکردها و سخنرانی ها و موضع گیری های منفی حسن روحانی در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ حکایت می کند که روحانی برای دستیابی مجدد به قدرت ، توسل به هر شیوه ای ـ ولو به قیمت مخدوش ساختن وجهه نظام جمهوری اسلامی ایران ـ را برای خود مباح دانسته بود .

۲ ـ رهبری نظام در حکم تنفیذ سال ۹۲ ، آقای روحانی را چنین توصیف کرده بودند : « منتخب شایسته‌ئی که آزمون بیش از سه دهه خدمت به نظام جمهوری اسلامی را در کارنامه‌ی خود نگاشته و از دوران مبارزات انقلابی تا دهه‌ها پس از پیروزی انقلاب، از سنگر روحانیت به مقاومت در برابر دشمنان انقلاب پرداخته است .» و در بخش دیگری ایشان را ” دارای سوابق جهادی متعدد ” نامیده بودند .
اما در حکم تنفیذ سال ۹۶ ، هیچ یک از توصیفات فوق دیده نمی شود . اولاً ، ویژگی ” سه دهه خدمت به نظام جمهوری اسلامی ” و “سوابق جهادی متعدد” ، با مطالبی که در طی چهار سال گذشته در مورد سوابق ایشان ـ چه در مقطع هشت سال جنگ و چه در مقطع دولت های هاشمی ، خاتمی و احمدی نژاد ـ افشا گردید ، حاکی از وجود علامت سؤال های بزرگ در عملکرد ها و مواضع ایشان در طی آن دوران بوده است . ثانیاً ، آنچه که در مقاله مربوط به سوابق قبل از انقلاب ایشان ـ که غالباً بر اساس مطالب جلد اول کتاب خاطرات خود آقای حسن روحانی بوده است ـ منتشر گردید ، حاکی از آن بود که ادعای مبارزات ایشان با رژیم پهلوی ، به شدت زیر سؤال قرار دارد . جالب است بدانیم ایشان تنها آخوندی بوده که در رژیم پهلوی ، از فرمانده ضد اطلاعات ارتش شاهنشاهی مجوز داشتن ریش گرفته است ! همچنین ایشان مدعی بوده که از سال ۱۳۵۴ تحت تعقیب ساواک قرار داشته ، پس چگونه ساواک نتوانسته طی چهار سال وی را دستگیر کند ؟! در حالی که هم کلیه مشخصات وی را داشته اند ، هم آدرس منزل او را و هم شماره تلفنش را ! جناب حسن روحانی نیز کاملاً عادی زندگی می کرده و به هیچ وجه زندگی مخفیانه نداشته است !
وی در بخش دیگری از خاطراتش عنوان می کند که در سال ۱۳۵۶ ممنوع المنبر بوده ، اما در همان سال ۵۶ بنا بر تصریح خودش ، روزانه هشت جلسه سخنرانی داشته است ! واقعاً دم خروس را باید باور کرد یا قسم حضرت عباس را ؟!
لذا به این خاطر است که می بینیم رهبری نظام ، در حکم تنفیذ سال ۹۶ ، دیگر هیچ اشاره ای به سوابق مبارزاتی ایشان نمی کنند .

۳ ـ در حکم تنفیذ سال ۹۲ چنین آمده : ” آن رأی و این تنفیذ تا هنگامی است که ایشان به تعهد در پیمودن صراط مستقیمی که تاکنون در پیش داشته‌اند، یعنی راه آرمان‌های نظام اسلامی و دفاع از حقوق ملت و ایستادگی در برابر زورگویان و مستکبران پایبند باشند . ”
اما در حکم تنفیذ ۹۶ ، چنین آمده : ” رأی ملّت و تنفیذ آن، موکول به حفظ و رعایت تعهّد به صراط قویم و مستقیم اسلامی و انقلابی است.”
یعنی با توجه به عملکرد چهار سال گذشته ایشان ، دیگر اشاره ای به اینکه قبلاً ایشان صراط مستقیم را می پیموده و از حقوق ملت در برابر زورگویان و مستکبران دفاع می کرده ، وجود ندارد . و از این به بعد نیز تا زمانی این تنفیذ ادامه دارد که جناب آقای حسن روحانی به صراط مستقیم اسلامی و انقلابی متعهد باشد . یعنی هر گاه که ایشان از صراط مستقیم اسلامی و انقلابی منحرف شود ، این تنفیذ لغو و ایشان مشروعیت خود را از دست خواهد داد .

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.
17 پاسخ
  1. حسن احمدی 26 ساله از شهر ایلام says:

    سلام علیکم و رحمه الله. عرض ادب و معذرت از بی ارتباط بودن پرسش بنده با مطلب نگاشته شده. جناب استاد! ظاهرا خاور پرزدکوئیار (دبیر کل وقت سازمان ملل) در آخرین روزهای صدراتش، به طور رسمی عراق را آغازگر جنگ ۸ ساله اعلام نمود. سؤال بنده این است که، آیا این اعلام وی، نظر شخصی او بود یا کلام او را می توان به عنوان سندی تاریخی بر تجاوزگری عراق دانست؟ کدام یک؟ آیا سازمان ملل به طور رسمی عراق را به عنوان آغازگر جنگ معرفی کرده است؟
    از زحمات جنابعالی متشکریم.

    پاسخ
    • مدیر
      مدیر says:

      با سلام . گزارش ایشان به عنوان یک سند رسمی مبنی بر آغاز جنگ از طرف رژیم صدام می باشد . اما شورای امنیت سازمان ملل هیچگاه حاضر نشد بر مبنای این گزارش دبیرکل ، رسماً عراق را به عنوان متجاوز و شروع کننده جنگ اعلام و محکوم کند . زیرا اگر این کار را می کردند ، خود اعضای دائم شورای امنیت که حامیان اصلی صدام در طی هشت سال جنگ بودند ، محکوم می شدند و به عنوان شریک جرم صدام شناخته می شدند و می بایست به ایران غرامت پرداخت می کردند . لذا شورای امنیت سازمان ملل هیچگاه صدام را به عنوان شروع کننده جنگ اعلام نکرد و او را هم به پرداخت غرامت به ایران محکوم نکردند .

      پاسخ
  2. حسن احمدی 26 ساله از شهر ایلام says:

    سلام علیکم و رحمه الله. عرض ادب و معذرت از تصدیع خدمت حضرتعالی.
    آقای شیرعلی نیا در برنامه ی “به اضافه مستند” مدعی شدند که استراتژی “جنگ جنگ تا یک پیروزی” در جلسه ی سران قوا به تصویب رسیده است.
    اولا ؛ به نظر شما این ادعا صحت دارد؟
    ثانیا ؛ بر فرض صحت این ادعا و نیز اگر سران قوا را آیت الله خامنه ای (رئیس جمهور وقت) و آقایان موسوی اردبیلی و هاشمی بدانیم، سؤال این است که این تصویب آیا به صورت اجماع بوده است یا ۲ رأی در برابر ۱ رأی؟
    ثالثا ؛ به نظر شما، دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله در خصوص استراتژی “جنگ جنگ تا یک پیروزی” در آن دوران چه بود؟
    خیلی متشکر و ممنونم. ملتمس دعا هستم

    پاسخ
    • مدیر
      مدیر says:

      با سلام . پاسخ این سؤالات را هم در کتاب راز قطعنامه و هم در کتاب هاشمی رفسنجانی از نگاهی دیگر ـ که فعلاً به صورت مقاله در هفته نامه ۹ دی منتشر می شود ـ داده ام . به این دو منبع مراجعه کنید .

      پاسخ
    • مدیر
      مدیر says:

      امام خمینی سعی می کرد تا حد امکان از توان افرادی که می شناخت ، برای اداره کشور استفاده کند . در برخورد با انحرافات آنها نیز سعی می کرد تا با نصیحت کردن و هشدار دادن و تذکر دادن ، مسیر آنها را اصلاح کند و تا حد ممکن از صدمات آنها جلوگیری کند . امام خمینی فقط هنگامی قاطعانه با کسی برخورد می کرد که از ناحیه آن فرد ، احساس خطر جدی برای اصل نظام جمهوری اسلامی بکند . مثلاً بنی صدر را تا آخرین حد تحمل کرد و اگرچه خیانت های او را می دانست اما سعی داشت تا او را حفظ کند تا نظام کمتر صدمه بخورد . اما هنگامی که به امام خبر دادند بنی صدر قصد کودتا دارد ، او را برکنار کرد . در مورد منتظری نیز فقط هنگامی اقدام به کنار گذاردن او کرد که احساس کرد اگر یک روز دیگر از دنیا برود و منتظری رهبر بشود ، نظام را تحویل لیبرال ها و منافقین خواهد داد .

      پاسخ
  3. امیر says:

    سلام و عرض ارادت … چون فرصت بیان نظر به صورت حضوری فراهم نیست اگر اجازه دهید در همین فضا نظر خودم را بیان کنم … در مورد مطلب فوق عقیده دارم آن چه که مهم می باشد آن است که روحانی در دو دوره با تایید شورای نگهبان و انتخاب مردم و همچنین تنفیذ مقام رهبری به عنوان رییس جمهور انتخاب شده است … پس از این مرحله ایشان دیگر رییس جمهور کشور است … رییس جمهوری که بر اساس قانون اساسی انتخاب شده است … بنابراین هم مشروعیت دارد و هم مقبولیت … این که در پیامها و یا سخنان مقام رهبری در دو یا چند بازه زمانی تفاوتهایی وجود دارد خدشه ای به این مقبولیت و مشروعیت وارد نمی کند … اختلاف نظر فی حد ذاته امری قبیح نیست و از اقتضائات جمهوریت نظام واست و یکی ازملاکهای تمییز بین نظامهای مردم سالار و دیکتاتوری همین امر است … البته این به معنای نفی اختیارات مقام رهبری در راس نظام نیست … عرصه سیاست بایستی علی رغم اختلاف نظر در موضوعات در یک امر یعنی رعایت مصالح مردم و کشور یک صدا باشد … با همین نگاه و تدبیر است که مقام رهبری و شورای نگهبان این اختلاف نظرها را در تنفیذ و تایید صلاحیت روحانی دخالت نداد … اگر چنین رویه ای در پیش گرفته شود که هر نظری مخالف نظر مقام رهبری از عرصه سیاست و خدمت رانده شود آن وقت است که خوش آیند دشمنان نظام عمل شده است … در مورد احمدی نژاد و عمرو و زید نیز هکذا … این مهم هم در عمل و هم در نظر مورد تایید مقام رهبری نیز هست اگر چه ممکن است خوش آیند برخی نباشد. در ضمن اختلاف نظر طبیعی بین دولتمردان را تعارض و تضاد جلوه دادن نیز به مصلحت کشور نیست …

    پاسخ
    • مدیر
      مدیر says:

      با سلام و تشکر از نظرات شما . در مورد تأیید صلاحیت آقای روحانی ، طبق اظهارات برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، شورای محترم نگهبان هم در سال ۹۲ و هم در سال ۹۶ ، ابتدائاً ایشان را رد صلاحیت کرده بودند . اما حوادثی که در پی آنها به وجود آمد ، متجر به تأیید صلاحیت مصلحت اندیشانه ایشان شد مانند سال ۹۶ که ظاهزاً ایشان تهدید کرده بود که در صورت عدم تأیید صلاحیت ، انتخابات را برگزار نخواهد کرد . سخنان و مواضع دشمن پسندانه ایشان در طی دوران مبارزات انتخاباتی نیز یکی از دلایل عمده عدم رضایت رهبری نظام از عملکرد ایشان و عدم تبریک به ایشان بوده است . جهت آشنایی بیشتر با سوابق و عملکردهای جناب آقای روحانی نیز توصیه می کنم مقاله ای که در مورد سوابق قبل و بعد از انقلاب ایشان نوشته ام و در سه قسمت در سایت اینجانب موجود است را مطالعه بفرمایید . ضمناً جهت آشنایی با بزرگترین دستاورد چهار ساله جناب آقای روحانی یعنی توافق خسارت بار برجام ، توصیه می کنم مقالات مستندی که در نقد توافق برجام توسط اینجانب نوشته شده و در روی سایت نیز موجود است را مطالعه فرمایید تا مشاهده کنید که خسارت های امروز را ما از دو سال قبل مرتب به دولتمردان گوشزد می کردیم ولی گوش شنوایی وجود نداشت و هم اکنون نیز به طور پی در پی خسارات و لطمات و تحریم های جدیدی علیه کشورمان اعمال می شود ولی باز هم دولت جناب روحانی حاضر نیست به اشتباه و خطای فاحش خود اعتراف کند .

      پاسخ
  4. امیر says:

    سلام و شب بخیر … استناد به اظهار نظر “برخی از نمایندگان مجلس” برای اثبات یک ادعا کافی نیست … آن چه واقع شده تایید صلاحیت ایشان از سوی شورای نگهبان است که سخنگو و دبیر آن همیشه به عدم تاثیرپذیری از فشارها در اتخاذ تصمیم تاکید دارند … این که شورای نگهبان ابتدا صلاحیت وی را احراز نکرده و سپس بر اثر فشار و مصلحت اندیشی تایید کرده است ، قبولش نیازمند دلیل و برهان است عبارت “اظهارات برخی از نمایندگان مجلس ” چنین توان اثباتی را ندارند … نه نام و مشخصاتی دارند و نه مستندی ارایه شده است … شورای نگهبانی که صلاحیت مرحوم هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد را تایید نکرد به طریق اولی می توانست در مورد روحانی هم چنین تصمیی بگیرد ، بنابراین به علت فقد دلیل اثباتی و با در نظر گرفتن نتیجه و آنچه که واقع شده ، پذیرش این مطلب منطقی نیست … برجام توافقی بود که از روی ناچاری و در شرایط نابرابری که دولت قبل به نظام و کشور وارد کرد ، انجام شد … برجام توافق یک شخص یا یک دولت نبود ، توافق نظام و حاکمیت با طرف مقابل بود … مخالفین اصل برجام هنوز نتواسته اند جایگزین عملی برای آن ارائه نمایند … شاید بتوان شرایط منجر به برجام را با شرایط پذیرفتن قطعنامه مقایسه کرد …. با این تفاوت که در رویارویی با دنیا می توانستیم بجای شعارگرایی و سیاست احساسی و هیجانی مانع قرارگرفتن در وضعیتی شویم که شرایط تحمیلی برجام را نپذیریم اما اشتباهات و ندانم کاریها با نامهای ارزشی و شعاری مانع آن شد… تحریمهای اقتصادی ، بانکی ووو کشور و مردم را در شرایط بحرانی قرار داده بود و چاره ای جز مذاکره و دادن امتیاز نداشتیم … با شعار و تهدید و حرفهای عوام فریب و یا عوام پسند هم نمی شد بحران اقتصادی را که آثار آن بحرانهای اجتماعی مانند طلاق ، بیکاری ، اعتیاد ، فساد اداری ، فحشا ووو را رفع کرد … بنابراین برجام توافقی از روی اجبار و با خواست نظام و البته انتخاب بین بد و بدتر بود … یقینا در این شرایط که دشمان از اوضاع ما خبر دارند چنین توافقی اگر منافعی داشته باشد ضررهای هم خواهد داشت … ضررهایی که نتیجه ندانم کاری در عرصه سیاست خارجی کسانی است که قطعنامه را کاغذپاره می دانستند و میگفتند تحریم “نمنده”!

    پاسخ
    • حسین says:

      برادر عزیز خود اوباما و جان کری و مسئولین آمریکا جواب شما رو دادن…همشون اعتراف کردن که ساختار تحریم ها داشت فرو میریخت که برجام همانند معجزه ای از راه رسید…این گیرهایی هم که ترامپ به برجام میده همون سیاست قدیمی پلیس خوب و بده وگرنه اینقدر از برجام رضایت دارن که تا تقی به توقی میخوره محققان امریکایی پیشنهاد میکنن پروژه برجام واسه کشورهای دیگه اجرا بشه مثل کره شمالی…درضمن هنوز هیچکس یادش نرفته که رهبری چقدر گفتن مذاکره نکنید…این جریانهای اعتدالی و اصلاح طلبهااومدن از روزنانه های زنجیره ای شخصیشون و پیج های مجازیشون اونقدر از برجام تعریف بیخود کردن تا خواست عمومی به وجود اومد…رهبری هم بهنظر مردم احترام گذاشت و علیرغم میل باطنیش به مذاکره رضایت داد…من نمیدونم امثال روحانی و ظریف و صالحی الان با چه رویی میان تو تلوزیون داد میزنن که امریکا به وعده هاش عمل نکرده ?خب میخواستن از روز اول به حرف رهبری گوش بدن که میگفت امریکا قابل اعتماد نیست…در ضمن تایید صلاحیت شدن جناب روحانی رو که همه میدونن چه جوری بود…خیلی خوشحال نباش…ریاست جمهوری رو راحت میشه با بی اخلاقی کسب کرد…با فریب و ترسوندن مردم و خلق دوقطبی های دروغین…میزان محبوبیت روحانی رو میخوای ببینی چقدره میتونی به برخورد کارگران معدن با ایشون دریابی و در نقطه مقابل احمدی نژادی که این همه هم اشکال بهش وارده بدون بادیگارد میرفت وسط مردم میلیونی

      پاسخ
    • مدیر
      مدیر says:

      با سلام . ۱ – مصلحت اندیشی در تایید برخی رد صلاحیت شده ها را سال های قبل هم داشته ایم . مانند انتخابات سال ۸۴ . ۲ – یکی از نمایندگانی که در سال ۹۶ خبر مربوط به روحانی را اعلام کرد ، کریمی قدوسی ، نماینده مشهد بود . خبرش را با یک جستجوی ساده در فضای مجازی می توانید ببینید . ۳ – برجام چه ربطی به دولت قبل دارد ؟! ظاهراً رسم شده که اگر تا ده سال بعد هم هر اتفاقی در کشور بیفتد ، آن را به دولت قبل نسبت بدهند ! ۴ – برجام به هیچ عنوان تصمیم نظام نبود . بلکه تصمیم حسن روحانی با پشتیبانی علی لاریجانی بود . مقام معظم رهبری از همان تابستان ۹۲ بی فایده بودن مذاکره با آمریکا را به مقامات دولتی گوشزد کردند اما اینها اصرار کردند که با مذاکره با آمریکا می توانند همه مشکلات کشور را برطرف کنند . رهبری هم به آنان اجازه مذاکره داد اما از همان اول هم گفتند که من به این مذاکرات خوشبین نیستم . در ۲۱ مرداد ۹۳ نیز در دیدار آقای ظریف و سفرا ، برای چندمین بار ، بی فایده بودن مذاکرات صورت گرفته را عنوان کرده و مخالفت خود را ابراز کردند اما باز هم رئیس جمهور به راه غلط خود ادامه داد . ایشان طی ماه های بعد هم چند بار بیان کردن که هدف آمریکا از این مذاکرات ، نفوذ در جمهوری اسلامی و براندازی جمهوری اسلامی می باشد . اما باز هم رئیس جمهور به راه غلط خود همچنان ادامه داد . مستندات این مطالب را می توانید در کتاب و مقالاتی که بنده در مورد مذاکرات هسته ای نوشته ام ، ببینید .نتیجه مذاکرات سه ساله شد توافق سراسر خسارت برجام . حال معلوم شده که این توافق حاصل کار یک گروه جاسوسی گسترده بوده که برخی از اعضای آن عبارتند از عبدالرسول دری اصفهانی ، سیروس ناصری ، رمضانی ، مشکور ، حسین موسویان و … به تدریج نفرات بعدی هم مشخص خواهند شد تا معلوم شود که چه کسانی توافق خسارت بار برجام را به این نظام تحمیل کردند .

      پاسخ
  5. ابومرتضی says:

    سلام.عزیز دلم چرا اسم افراد رو دقیق و مستقیم در کتاب هاب های خود نمیاورید.مثلا اسم ان دو نفری که حاج احمد متوسلیان به اسم ماست فروش نام میبرد یا دیگر دوستان.منه جوون باید بدونم چه کساتی جاسوس هستند.از شما تقاضا دارم که نامشان را برایم بفرستید.

    پاسخ
    • مدیر
      مدیر says:

      با سلام . توصیه می کنم مقاله ماجرای اسارت حاج احمد متوسلیان را یک بار دیگر با دقت مطالعه کنید . خودتان متوجه آن دو نفر خواهید شد .

      پاسخ
  6. ابومرتضی says:

    در زمان بعد بمب گذاری دفتر ریاست جمهوری چه کسی در راه پله ها بلند داد میزد؟
    کشمیری کشته شد! کشمیری کشته شد!
    چه کسانی شهید لاجوردی را کشتند؟
    من یه جوان جویای حقیقتم!
    و هر مطلبی را از جون و دل میطلبم.
    بسم الله!
    دیگر بس است که این مطالب مخفی بماند.

    پاسخ
    • مدیر
      مدیر says:

      با سلام . در بخش هاشمی و جنگ تحمیلی از کتاب ” هاشمی رفسنجانی از نگاهی دیگر ” که به صورت مقاله در هفته نامه ۹ دی منتشر شده ، این مطلب را توضیح داده ام . فرد مذکور بهزاد نبوی بود . برای شناخت بهتر بهزاد نبوی هم مطالب منتشر شده در ۹ دی را مطالعه کنید و هم کتاب راز قطعنامه را .

      پاسخ
  7. محسن حججی says:

    سلام وخداقوت.لطف بفرمایید در مورد نحه کشته شدن فرزند روحانی و سرنوشت خانواده ایشان و نقش علی ربیعی را توضیح دهید؟لطفا جواب زا در سایت خودتان بگذارید

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا مایل به ثبت دیدگاه خود می باشید؟
به این منظور نظرتان را درج نمایید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *